تفکیک جنستی در دانشگاه شهید مدنی و نظر امام خمینی در این مورد

تفکیک جنستی در دانشگاه شهید مدنی و نظر امام خمینی در این مورد

اخیرا، از سوی جریانی خاص، بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها، ادارات، موسسات، کنسرت‌ها و ... با شدت تحت پیگیری است. این بحث البته بحث غریب و ناآشنائی برای افکار عمومی نیست. از همان ابتداي انقلاب اسلامي در سال 1357 که عده‌ای در پی جداسازی جنسیتی دانشگاه‌ها، با کشیدن دیوار در کلاس ها بودند و با مخالفت صریح رهبر فقيد انقلاب مواجه شدند، پرونده این بحث باز بوده است.

امام خمینی

گرچه جماعت حامي اين تفكر هيچگاه موضع كاملا متضاد خود را شرمسارانه با موضع صريح امام خميني، كه شبانه دستور دادند كه تا فردا صبح كمترين اثري (پرده يا ديوارهاي كاذب ايجاد شده) نبايد در كلاس‌هاي درس دانشجويان براي جداسازي دختران و پسران وجود داشته باشد اما بي‌توجه به اين تناقض فكري آشكار با بنيان‌گذار فقيد جمهوري اسلامي، صراحتا از تشديد جداسازي و انزواي روزافزون زنان ايراني حمايت و به تازگي در تلاش اجرايي كردن آن پس از 32 سال برآمده‌اند!


ماجراي برخورد امام خميني با بحث تفكيك جنسيتي در سال 1361:
دكتر محمدعلي نجفي در خاطرات خود مي‌گويد: ...اين جريان در ادامه سال 61 تا جايي پيش رفت که خودش مستقيما دست به کار شد و در دانشگاه تهران در يکي از کلاس ها از آنجايي که امکان تبديل آن کلاس به دو کلاس مستقل خانم ها و آقايان نبود آمدند و بدون اطلاع مقامات وزارت علوم آن روز و همينطور مقامات دانشگاه يک ديواري بين کلاس کشيدند و اطلاعيه اي دادند که دختر خانم ها سمت چپ پرده بنشينند و پسرها سمت راست.

خوشبختانه اين مساله حتي قبل از اينکه به وزارت علوم اعلام شود که آن موقع من مسووليت داشتم از طريق يکي از منسوبين حضرت امام يعني عروس ايشان، سرکار خانم فاطمه طباطبايي به عنوان يک نارضايي که در دانشگاه تهران در حال شکل گيري است به حضرت امام منتقل شد و حضرت امام به مجرد اينکه از اين موضوع مطلع شدند براي جمع آوري آن ديوار و جمع کردن بساط اين نوع تفکرات سطحي و ظاهر گرايانه دستور دادند و آن مساله خوشبختانه به محاق فراموشي سپرده شد. چند مطلب در اين موضع گيري امام نهفته بود. يکي تيزهوشي و دقت و سرعت عمل ايشان در برخورد با يک انحرافي که ممکن بود اگر ريشه پيدا بکند بعدها تمام ارزش هاي انقلاب فرهنگي را با برخوردهاي متحجرانه اي از اين نوع زير سوال ببرد ...


و اظهارات نوه امام:
ماجرا از اين قرار بود كه من دانشجوي فلسفه دانشكده ادبيات دانشگاه تهران بودم. يك‌روز كه رفتيم سر كلاس ديديم ديواري كشيدند بين صندلي‌ها . گفتند خانم‌ها اين طرف مي‌نشينند و آقايان هم آن طرف.

*مي‌توانستيد استاد را ببينيد؟ نه ، استاد در سمت آقايان بود و ما فقط صداي ايشان را مي‌شنيديم.

*مگر ظرفيت‌ كلاس چقدر بود؟ كلاس اتاق نبود يك سالن بزرگ بود. الان درست خاطرم نيست ولي فكر مي‌كنم استاد آن روز دكتر جهانگيري بودند. همه از اين وضعيت شوكه شده بوديم . دانشجوها حيرت زده بودند.

*باني اين اقدام چه كسي بود؟ درست خاطرم نيست يا جهاد دانشگاهي بود و يا انجمن اسلامي دانشگاه

* اين وضعيت در همه كلاس ها بود؟ نه ، فقط در كلاس ما بود مي‌خواستند آزمايشي اين كار را كنند و بعد بيبينند اگر نتيجه بخش است به همه كلاس‌ها تسري بدهند.

* مي دانستند شما سر كلاس مي‌نشينيد؟  فكر نمي‌كنم به خاطر اين اين‌كار را كرده باشند كه چون مثلا من سر آن كلاس مي‌نشستم.

* شما را مي‌شناختند؟ بلي چون هم من و هم خانم طباطبايي (عروس امام و همسر حاج احمد خميني ) دانشجوي آن دانشكده بوديم.

* شما چه كرديد؟ صبح را با اين وضعيت به عصر رسانديم تا اينكه كلاس‌هاي درس تمام شد . من هم يك راست رفتم منزل امام اما اصلا فكر نمي‌كردم با عكس‌العمل سريع آقا روبرو بشود. واكنش امام غير منتظره بود. رفتم پيش آقا و كل ما جرا را تعريف كردم و گفتم چنين اتفاقي افتاده. هنوز حرفم تمام نشده بود كه آقا دايي (حاج احمد خميني)را صدا كردند و با عصبانيت گفتند: احمد سريع بگو اين ديوار‌ها را بردارند. حاج احمد آقا از من پرسيدند چه شده‌؟ ماجرا را تعريف كردم . آقا گفت همين الان پيگيري كن ببين كي اين كار را كرده . پيگيري كن كه همين الان اين ديوار را بردارند كه شبانه ديوار را برداشتند. اين اتفاق نيكي بود كه من در آن كلاس در دانشكده باشم و بتوانم سريع اين اتفاق را به امام انتقال دهم . حالا شما فرض كنيد اين اتفاق در يك دانشكده ديگري مي‌افتاد آيا كسي آن را مطرح مي‌كرد و يا چقدر طول مي‌كشيد به حضور امام برسد. ...در باره اين موضوع شخصاً از من پيگيري كردند كه ديوار را برداشتند كه گفتم بلي منتهي من آن موقع سن خيلي كمي داشتم و شايد اگر به سن و سال الان بودم بيشتر پيگيري مي‌كردم.


طرفداران جداسازی جنسیتی، به دو دسته قابل تفکیک بوده اند: دسته ایی که از منظر تفسیرِ و درکِ شخصی خودشان از اسلام، رعایت چنین موضوعی را به کمک کردن به هر چه بیشتر اخلاقی زندگی کردن جامعه لازم و ضروری می دانستند و دسته دیگر که برای ارضاء منافع و اهداف سیاسی جریان فکری خاص خودشان، به دنبالِ پیگیری چنین موضوعی بودند.

پیگیری دسته دوم برای تحقق این هدف، به گواه تاریخ 35 ساله اخیر، با جنجالِ رسانه ایی بسیاری همراه بوده است. غالبا هم بر موضوعاتی خاص تمرکز می کنند که در صورت طرح شدن آن در رسانه ها، حساسیت افکار عمومی را بر می‌انگیزاند. خط فکری این جریان ها را کسانی نمایندگی می کنند که غالبا در انتخابات هایی همچون ریاست جمهوری، عدم اقبال عمومی به آنها به کرات برایشان در حد "اظهر من الشمس" آشکار شده است و راه دیده شدن خود را در متشنج کردن افکار عمومی می بینند. کسانی که در جمعی خاص از کارنامه درخشان خود در برخوردِ با نیروهای روشنفکر در اوائل انقلاب،سخن می گویند و در سوی دیگر، در رسانه ملی(!)، از مجوز دادن به برگزاری تجمعِ تحکیم وحدت؛ و یا صاحب تفکران بیماری که از آرم روزنامه ایی، زن رقاصه را تجسم کرده و اعتراضشان، گوش فلک را کر می کند.

در ایام اخیر، اخبار بسیاری درباره لغو کنسرت ها به دلیل عدم رعایت تفکیک جنسیتی، و یا عزم از بستن آموزشکده های موسیقی تحتِ نظر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران؛ مسئولیت این رخداد ها هم به اندازه سر سوزنی، متوجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیست؛ بلکه نهاد های موازی هستند که قصد دارند ناکامی خود را در "آری" گرفتن از ملت با مکدر کردن خاطر ملت و حاشیه سازی ها جبران کنند.

رئیس جمهور، در روز زن امسال به صراحت هر چه تمام تر تاکید داشت که: "زنان در کنار مردان و هر دو آنها عین هم و مانند هم دارای مقام و کرامت انسانی هستند، نه زن برتر است و نه مرد بالاتر، نه این فرودست و نه آن فرادست است، نه این دون است نه آن عالی است." اگر این جماعت، کمی با مداقه بیشتر تاریخ معاصر را مطالعه کنند، در می یابند که تمام تلاش های قهری آنها، برای به انزواء کشاندن زنان و اعمال طرح تفکیک جنسیتی با هدف ارضاء اغراض سیاسی در دراز مدت نتیجه ایی جز شکست برای آنها در پی نداشته است.

چرا که به تعبیر روحانی: "زنانِ ایرانی از قرن‌ها پیش برای احقاق حقوق خود به پا خاسته اند "و هیچ حرکتی تا احقاق حقوق حقه، نخواهد ایستاد. بالاخص، وقتی بحث حضور زنان در عرصه فرهنگ و هنر مطرح می شود؛ تاریخ گواه می دهد رویدادهایی سهمگین تر از این، نتوانسته اند فرهنگ و هنر این مرز و بوم را بخشکاند و اعمال هر چه بیشتر محدودیت بر حضور و فعالیت زنان، به رشد خلاقیت و فتح باب هایی بیشتر منجر می شود. تعمیم کانتکس ذهنی "تهدید دانستن زن" به جای "مغتنم و فرصت شمردن حضور زن در اجتماع "و سپس اعمال اتوریته برای پذیرفتنی کردن آن، در نهایت برای این جریان حاصلی جز سقوط هر چه بیشتر در نزد افکار عمومی نخواهد داشت. دیده بُگشا ای برادر ... !

مطالب مرتبط با پست جاری

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما